المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

146

مروج الذهب ( فارسى )

سنبله در آيد كه آن وقت سوار توان شد ، و آرامتر از همه وقتى است كه خورشيد در قوس باشد . در ساير ايام سال درياى فارس را از عمان تا سيراف توان پيمود كه يكصد و پنجاه فرسخ است و از سيراف تا بصره كه يكصد و چهل فرسخ است و از اين حدود تجاوز نتوان كرد . نكاتى را كه دربارهء آشفتگى و آرامش اين درياها هنگام بودن خورشيد در برجهاى معين بگفتيم ابو معشر منجم در كتاب موسوم به « المدخل الكبير الى علوم النجوم » آورده است و در تير ماه جز كشتيهاى معتبر با بار سبك از عمان به هند نتواند رفت و اين گونه كشتيها را كه در چنين موقعى راه هند پيمايد در عمان تير ماهى گويند زيرا بديار هند و درياى هند زمستان و باران فراوان در ماه كانون باشد و كانون و شباط كه تابستان ماست براى آنها زمستان است چنان كه حزيران و تموز و آب براى ما دوران گرماست ، پس زمستان ما تابستان آنهاست و تابستان آنها زمستان ماست ، به ديگر شهرهاى سند و هند و نواحى اطراف آن تا اقصاى دريا نيز حال چنين است هر كه بتابستان ما زمستان هند را سر كند گويند زمستان هندى داشت و اين همه بسبب دورى و نزديكى خورشيد است . و غوص و استخراج مرواريد بدرياى فارس كنند و اين از اول نيسان تا آخر ايلول باشد و بديگر ماه‌هاى سال غوص نباشد . در كتابهاى سابق خود از ديگر مكانهاى غوص اين دريا سخن آورده‌ايم كه بدرياهاى ديگر مرواريد نيست و مرواريد خاص درياى حبشى است كه در خارك و قطر و عمان و سرنديب و ديگر نقاط اين دريا بدست آيد . كيفيت تكوين مرواريد را نيز با اختلاف كسان دربارهء آن كه بعضيشان گفته‌اند از بارانست و بعضى ديگر از غير باران گفته‌اند آورده‌ايم با وصف مرواريد كهنه و مرواريد نو كه محار نام دارد و معروف به بلبل است و آن گوشت و پيه كه در صدف هست و اينكه صدف حيوانيست كه نسبت بمرواريد خود مانند مادر و فرزند از غواصان بيمناك است . و هم كيفيت غواص را و اينكه غواصان گوشت نخورند فقط ماهى و خرما و غذاهاى